تبلیغات

بیت الاحزان شهدای گردان حمزه سیدالشهداء(ع)

وبلاگ-کد لوگو و بنر
بیت الاحزان شهدای گردان حمزه سیدالشهداء(ع) - شهید حاج عزت الله شعبانلو
 
بیت الاحزان شهدای گردان حمزه سیدالشهداء(ع)
امام خمینی (ره): همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود.
درباره وبلاگ
این وبلاگ با نام شهدای گردان حضرت حمزه سیدالشهدا علیه السلام که اسماعیل وار برای اجرای فرمان الهی ابراهیم زمان خمینی کبیر به قربانگاه رفتند تا دین و غیرت اسلامی قربانی نگردد، طراحی گردیده تا دین خود را هرچند ناچیز به این انوار آسمانی ادا نمایم



مدیر وبلاگ : محمد مهدی
نویسندگان

شهید شعبانلو اهل تهجد و نماز شب بود و به نماز خصوصاً به جماعت بسیار اهمیت می داد به صورتی که نماز جماعت گردان حمزه آنقدر با حال بود که غالباً نماز حسینیه تیپ را به تعطیلی می کشاند و همه را برگرد شمع وجود شهید در حسینیه گردان که چند تخته چادر بیش نبود جمع می کرد و برادران تبلیغات گردان هر شب یک الی دو تخته چادر به حسینیه گردان اضافه و تا جایی که دیگر چادر نبود و همه روی زمین و در هوای آزاد نماز می گذاردند.

ایشان به ادعیه و زیارات اهمیت زیادی می داد و خصوصاً زیارت عاشورا را هر روز صبح بعد از نماز و با سوز و گداز و گریه از اول تا پایان می خواند و همه را بر گرد وجودش جمع و مجلس گریه برای امام حسین (ع) هر روز صبح با ناله های شهید شعبانلو و زیارت عاشورایش تماشایی بود...

شهید شعبانلو در مراسمات صبحگاهی سرودهای حماسی همچون : الله است خالق جهان،محمد(ص)پیامبرش،امام اول علی(ع)،فاتح خیبر علی(ع) ،حیدرکرار علی(ع)،باب حسن جان علی(ع)،باب حسین است علی(ع)،شوهرزهراعلی(ع)،گوهرزهرا علی(ع)،چه با شجاعت علی(ع)،چه با سخاوت علی(ع)،دربسترمرگ علی(ع)،با پسرخویش علی(ع)،باحسن خویش علی(ع)،چنین سخن گفت علی(ع)،ای پسر من علی(ع)،ای حسن من علی(ع)،چون ضارب من علی(ع)،برتواسیراست علی(ع)،باقاتل من علی(ع)،بنما مدارا علی(ع).  صلوات


ضمناً سوره های قرآنی از جمله فتح ، کوثر و ... را با آهنگی خاص و زیبا در صبحگاههایش قرائت و همه با لحنی حماسی با وی تکرار می کردند.

یک روز به شهید خبر دادند که خدا به شما بچه ای داده و وی برای مدت کوتاهی به مرخصی رفت و بر گشت ، شهید جلال نصرتی از وی پرسید که خدا پسر به شما داده یا دختر ؟ ایشان در جواب گفتند که این طور سئوال نکن بگو اسم بچه ات چیست و دو تا جواب بگیر زیرا الان من بگویم پسر یا دختر شما دوباره می پرسی نام او را چه گذاشته ای ؟ همه بچه ها از جمله شهید نصرتی خندیدند از این جمله زیبا و بعد شهید نصرتی پرسید نام او چیست ؟ و او جواب داد محمد و بدین ترتیب همه متوجه شدیم که خدا پسری به حاج عزت الله داده است.

یک روز برای تحویل وسایل و ساک سفر حجش با ایشان و حاج جبار شرفی به تهران رفتیم. در راه با مداحی و ذکر مصیبت های عاشقانه و سوزناک خود ما را صفا بخشید. در بازگشت از تهران و در شهر همدان موقع عصر بود ایشان قبول نکرد که برگردیم لذا ما را به منزل برد و موقع مغرب نیز ما را به مسجد محل و نماز جماعت و پس از شام تعدادی نوار اخلاق خانواده حاج حسین انصاریان با خود آورد که گوش کنیم. در بین راه همدان به کرمانشاه به خودروی رنو سواری برخورد کردیم که دوچرخش همزمان پنچر شده و دو خانواده(دوزن و سه مرد) همراه بودند. شهید شعبانلو به بنده گفت پیری ترمز کن ببین چه کمکی از ما ساخته است. آنها گفتند ماشین ما پنچر شده و تقاضا کردند چون شب است و در بیابان ماندن زنان جایز نیست فلذا زنان با دو نفر از مردان را ما به کرمانشاه بیاوریم.شهید شعبانلو  و حاج جبارشرفی و دو نفر از همراه زنان به پشت بار وانت تویوتا رفته  و زنان جلو سوارشدند. من هم نیز پیاده شدم و به عقب تویوتا رفتم. شهید حاج عزت الله به بنده گفت پیری برو بنشین و حرکت کن که در جواب گفتم بنده روم نمی آید که کنار خانمها بنشینم و رانندگی کنم لذا یکی از شما که بزرگترید بنشینید و هرچه اصرار کرد نپذیرفتم تا اینکه حاج جباررفت. در بین راه حاج شعبانلو خندید و به من گفت پیری خدا کند حاجی جبار برای آنها که مانتویی بودند نوار اخلاق حاج حسین را بگذارد. و گذشت تا رسیدیم به کرمانشاه و حاجی دستور داد و آنها را تا درب منزل بردند و بعد از آن حاجی شعبانلو از حاجی شرفی سئوال کرد چه کار کردی نوار را برای  آنان گذاشتی یا نه ؟ که آقای شرفی گفت آری گذاشتم و درست موقع روشن کردن نوار ، نوار در سمتی بود که آقای انصاریان می گفت  : زن تو از حضرت زهرا(س) خجالت نمی کشی که با وضع بد از خانه خارج می شوی و .... که شهید از این کار اظهار رضایت کرد و خیلی خندید.

یک روز در یگان دریایی خبر آوردند که حاجی بایستی یگان دریایی را که به یگان منظم و کارآمد تبدیل شده بود تحویل فرد دیگری(آقای نورالله امیری) داده و گردان حمزه را تاسیس نماید. بچه ها که دوری حاجی برایشان قابل تحمل نبود یکی پس از دیگری به بنده که پرسنلی گردان بودم مراجعه و تسویه حساب می کردند و دوباره در تیپ به سراغ حاجی رفته و در گردان حمزه  در کنارعزیزشان قرار می گرفتند. من ماندم و جمع کثیری غریبه ، احساس غربت عجیبی داشتم تا اینکه من هم طاقتم طاق شد و تسویه گرفته و به خدمت حاجی رفتم. گردان تشکیل شد و بنده با سایر عزیزان در کنار حاجی کمک نمودیم تا گردان تکمیل شد. روزی خبر آوردند که پدر شهید اکبر روندی به رحمت خدا رفته ، حاجی به بنده گفت  فلانی به پشتیبانی  تیپ برو  و امکاناتی که لازم بود تحویل بگیر و با اشمیتز به جنوب(مقر گردان در دزفول) بفرست ، تا من هم بروم و فاتحه ای منزل شهید روندی و برگردم. من نیز دستور حاجی را اطاعت و به پشتیبانی رفتم. در آنجا مسئول انبار تدارکات گفت آقا شما فرمانده گردان یا رابط گردان و یا نامه از فرمانده گردان بایستی داشته باشی تا وسایل را تحویلتان بدهم. گفتم پدر عزیز من هیچکدام از اینها که گفتی نیستم ولی دستور از فرمانده ام دارم که وی گفت بایستی کتبی باشد.

از آنجایی که دسترسی به حاجی مقدور نبود و تعلل نیز در تحویل وسایل و ارسال آنها مشکلتر لذا ازاتاق پیرمرد تدارکاتی خارج شدم و در گوشه ای روی کاغذی نامه ای به پشتیبانی نوشته  و امضای حاجی که همیشه در خاطرم بود را زیر نامه زدم و به وی دادم. پیر مرد راضی شد و گفت : ها...الان شد . چرا زودتر نامه را نیاوردی ؟ و وسایل را داد و من هم آنها را فرستادم و منتظر آمدن حاجی شدم. موقع برگشت جریان ا برای حاجی تعریف کردم. حاجی خندید و از کارم به خاطر ارسال وسایل اظهار رضایت کرد و به انجام وظیفه فکر می کرد نه چیز دیگر.

از آنجا که حاجی صفای باطن و شجاعت عجیبی داشت در هر جا وی و گردانش حاضر می شدند دیگر فرمانده محترم تیپ (سردار حاج ناصح)رضایت خاطر داشت که مشکلی پیش نمی آید . هرجا رخنه ای بود گردان حمزه سیدالشهدا(ع) بود که سدرخنه می کرد و ...



نوع مطلب : شهید و شهادت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 18 مرداد 1396 08:33 ق.ظ
I'm gone to convey my little brother, that he should also visit this blog on regular basis to obtain updated
from newest reports.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی